داود بن محمود القيصري

173

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

مرتبط است . نزد أرباب عرفان فيض و أصل از حق بعبد از هر دو طريق ممكن است ، بل كه فيض حق هم از طريق توليه و قرب وريدى باشياء مىرسد و هم از طريق علل و وسائط طوليه و حقايق و مراتب سابق بر وجود عبد . فيض و أصل بعبد از طريق علل و أسباب بعد از مرور در مراتب وجودي و انصباغ به احكام خاص از هر مرتبه على وجه التنازل به عبد سيار مىرسد و عبد سيار در مقام سير حكم خاص هر مرتبهء را به آن مرتبه باز مىگذارد و بدرجات فوق صعود نموده ، بعد از قطع حجب و وسائط در اسم حاكم بر عين خود فانى مىشود و به مبدأ تعين خود مىرسد . اگر عبد مستعد فيض از جهت توليه و وجه خاص و قرب وريدى و از جهت ارتباط مقيد بمطلق - چه آنكه بين اين دو فاصله وجود ندارد - توجه به باطن خود كه حق است پيدا نمايد و جهت خلقي أو ؟ ؟ ؟ فانى در حق شود ، آن را جذبه مىنامند و اين جذبه عبارتست از اضمحلال و استهلاك عبد در حق ، و اين جذبه بر مجاهدت عبد مقدم است و عين ثابت عبد داراى استعداد تامى است كه منشأ انجذاب أو مىباشد ، لذا اين عبد را محبوب حق ناميده‌اند كه حق موجب انجذاب و سبب جلب أو بسوى خود است . اين عبد مجذوب اگر برگردد بر طريق سلسلهء علل و أسباب و سير خود را درجه به درجه ادامه دهد تا به اسم منشأ تعين خود برگردد ، از آنجا أول مجذوب حق گردد و بعد از جذبه مراتب و درجات سلوك را طي نموده ، أو را مجذوب سالك گويند .